شمس الدين حافظ
52
ديوان حافظ شيرازى ( فارسى )
46 من دوستدار روى خوش و موى دلكشم 47 چل سال رفت و بيش كه من لاف مىزنم 48 حاشا كه من به موسم گل ترك مىكنم 49 من ترك عشقبازى و ساغر نمىكنم 50 ديدار شد ميسّر و بوس و كنار هم 51 ما سرخوشان مست دل از دست دادهايم 52 عمريست تا به راه غمت رو نهادهايم 53 بگذار تا به شارع ميخانه بگذريم 54 صوفى بيا كه خرقهء سالوس بركشيم 55 اى روى ماه منظر تو نوبهار حُسن 56 صبح است ساقيا قدحى پرشراب كن 57 گلبرگ راز سنبل مشكين نقاب كن 58 اى نور چشم من سخنى هست گوش كن 59 ما سرخوشيم ، بادهء ما در پياله كن 60 اى نور چشم من سخنى هست گوش كن 61 خطّ عذار يار كه بگرفت ماه ازو 62 گفتا برون شدى به تماشاى ماه نو 63 اى آفتاب آيينهدار جمال تو 64 اى خونبهاى نافهء چين خاك راه تو 65 اى پيك راستان خبر سرو ما بگو 66 صوفى بيا كه شد قدح لاله پر ز مى 67 جاى حضور و گلشن امن است اين سراى 68 از من جدا مشو كه توأم نور ديدهاى 69 اى روضهء بهشت ز كويت حكايتى 70 ديدم به خواب دوش كه ماهى برآمدى 71 خوش كرد ياورى فلكت روز داورى